سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
لبگزه
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 209
بازدید دیروز: 106
بازدید کل: 263229
نوشته های من شعر گونه ‏هایم [21]
بـی‏ خیال بابـا [15]
عاشقانه ‏ها [14]
عارفـانـه ‏ها [17]
دل نوشتـــه ‏ها [51]
شعــرهای دیگران [8]
خاطـــرات [41]
پاسخ به سوالات [27]
فرهنگی‏ اجتماعی [22]
اعتقـادی‏ مذهبی [26]
سیاست و مدیریت [29]
صدا و سیما..؟ [7]
قــرآن و زنـدگــی [17]
شور و شعور شیعی [8]
انتقــــادی [16]
مناسبت ها [33]
حکایــــات [19]
زنانـه هـــا [8]
جوانـــــان [9]
فرهنگی سیاسی
دشمن شناسی [17]
فرهنگی ادبی [12]


اطلاع از بروز شدن

 



میهمانان من
بر و بچه های ارزشی
وبلاگ خبری
نجوای شبانه
● بندیر ●
آخرالزمان و منتظران
زن بودن ممنوع
گاهِ رهایی
طره آشفتگی
صاعقه
روان شناسی
مُهر بر لب زده
ESPERANCE
عاطفی اکبریان
مذهب عشق
همفکری
این راه بی نهایت
خط بارون
یه عالمه حرف نگفته
امید زهرا
تنهاترین تنها
صفحه‏ی بیست و یکم
نجوای مجنون
دنیای واقعی
فوتوبلاگ وصال
گنبد افلاک
اردشیـر
نرگسی
شوق پرواز
حریــم دل
ازتو تابی نهایت
شبنم سحرگاهی
رعنـــا
سـلالــه
لبگزه ی قبلی
مجاهد مجازی
بوی حوی مولیان
تنهایی‏های طوبی
به‏سوی ملکوت
سر سودا
تا ریشه هست..
معجزه ی انسان
قدرت شیطان
نقطه ای برای فردا


زخمه بر دل.. ناله از جان




مردانگی را چه شده است؟

پنج شنبه 26 خرداد 90

سالروز ولادت مولای متقیان و ابرمرد بی‌نظیر عالم بر همه‌ی عاشقان مرد و زنش مبارک..

امروز ایوان نجف را بیش از همیشه حس می‌کنم.. انگار در مقابل آن ایستاده‌ام دست بر سینه گذاشته‌ام و السلام علیک یا اسدالله می‌گویم.. السلام علیک یا اخا رسول الله را سرمی‌دهم
..

اما دلم گرفته است.. هرگز مظلومیت علی از یادم نمی‌رود..  و شاید همین می‌شود که عید علی هم دلگیر است.. یاد مدینه افتادم.. یاد غربت علی در دیار خودش.. یاد غربت علی در مکه.. یادتان هست طواف‌های گرد آن مکعب مشکی را..؟ یادتان هست همه جا برایمان آزاد بود اما تا به مستجار می‌رسیدیم و می خواستیم متبرک شویم یکی از وهابیان مانع می‌شد و آنجا را مقدس نمی‌‌دانست و مردم را به حجر الاسود و رکن یمانی هدایت می‌کرد.. چرا؟ چون زادگاه علی بود و درگاه میزبانی خدا از فاطمه بنت اسد
..

یا علی جان! و گاهی بار این مظلومیت را اعمال و رفتار ما که ادعا می‌کنیم شیعه‌ی تو هستیم بیشتر می‌کند.. کمکمان کن مولا.. گاهی خجالت می‌کشم که بگویم شیعه‌ام.. مظلومیت علی امروز کمتر از زمان خودش نیست.. و تنها  آن یادگار صالحان می‌تواند این مظلومیت را از چهره‌ی نام و یاد علی بزداید
.. کشت این انتظار ما را.. همین است که شیعه همواره و حتی در عیدها هم دلش گرفته است و تا نیاید آن منتظر غائب.. دل شیعه باز نمی‌شود..

به ما گفته‌اند که پنجشنبه‌ها پرونده‌ی اعمالتان به محضر فرزندش امام زمان عرضه می‌شود.. گاهی خحالت می‌کشم وقتی پنجشنبه می‌شود و من امروز هم غرق خجالت بودم و نا امید از خود.. گاهی دلم بیش از همیشه می‌گیرد.. نه برای آنان و مظلومیتشان که برای خودم و محرومیتم.. دعایمان کنید دوستان..


پ ن:‌ یادش به خیر... پسرهای قدیم با ذغال برای خودشان سبیل می‌گذاشتند و ادای باباها را درمی‌آوردند تا مرد به حساب آیند.. امروز بر سر مردانگی چه آمده است که پسرهایمان زیر ابرو برمی‌دارند تا شبیه مادرانشان شوند..